الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

587

الغدير ( فارسى )

پاسخ اين مناقشه گفته‌اند كه مولى به معناى متولّى و مالك امر و اولى به تصرف در كلام عرب رواج دارد و از پيشوايان لغت نيز نقل شده است . ابو عبيده گويد : . . هِيَ مَوْلاكُمْ . . . « 1 » ، يعنى آتش سزاوارتر به شماست . رسول خدا فرموده است : هر زنى كه بدون اذن مولايش ازدواج كند . . . ، يعنى بدون اذن آن‌كس كه سزاوارتر به اوست و مالك و عهده‌دار تدبير در امر اوست . ابن حجر با همهء اصرارى كه در ردّ استدلال به حديث غدير دارد ، « مولى » را به معنى « اولى » پذيرفته ، منتها در متعلق اولويّت مناقشه كرده كه آيا اين اولويت در تمام امور است يا از بعضى جهات ؟ آنگاه وجه اخير را اختيار كرده و فهم اين معنى از حديث غدير را به ابو بكر و عمر نسبت داده است كه به على گفتند : اكنون تو مولاى هرمرد و زن مؤمن گشتى . « 2 » اين عنوان را شيخ عبد الحق در لمعات خود از او ذكر كرده و شيخ شهاب الدين احمد بن عبد القادر شافعى نيز در ذخيرة المآل با او همگام و هم‌عقيده شده ، گويد : تولّى به معناى ولايت است و مولى به معناى دوست و ياور يا به معناى سزاوارتر به پيروى و نزديك شدن به اوست ، چنان كه خداى تعالى فرمود : إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ . . . « 3 » : نزديك‌ترين مردم به ابراهيم هرآينه كسانىاند كه از او پيروى كردند . همين معناست كه عمر ، رضى اللّه عنه ، از حديث غدير فهميد ، چه او پس از شنيدن سخن پيغمبر گفت : اى پسر ابو طالب ، ترا گوارا باد كه ولى هرمرد و زن مؤمن گشتى . پيش از اين از ابن انبارى در مشكل القرآن نقل شد كه « مولى » هشت معنى دارد و يكى از آن معانى « أولى » است . رازى اين را از او و از ابو عبيده حكايت كرده ، سپس در نهاية العقول گويد : ما اين مطلب را نمىپذيريم كه هركس لفظ « مولى » را به معناى « أولى » گرفته ، قائل به اين است كه حديث غدير دلالت بر امامت على ، رضى اللّه عنه ، دارد . مگر نه اين است كه ابو عبيده و ابن انبارى حكم كرده‌اند به اين كه لفظ « مولى » به معناى

--> ( 1 ) . حديد 57 / 15 . ( 2 ) . الصواعق المحرقة 24 . ( 3 ) . آل عمران 3 / 68 .